
سوزانده زهر منصور از پای تا سرش را
شنیده است صدای جانسوز مادرش را
****
آن طایری که صیاد او را به لانه می برد
از پیش کودکانش او را شبانه می برد
****
تیر غم و شماتت بر سینه اش نشاندند
همچو علی او را در کوچه ها کشاندند
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 22:20  توسط ققنوس
|
